این اواخر دیگه نفسهاش به شماره افتاده بود و نمیتونست راه بره . انگار که خودشو به زور رو زمین میکشید . قطارمو میگم .
یاد روزایی که تازه خریده بودمش به خیر .
دوستان عزیز به خاطر یک سری مسائل ناچار شدم مطلب راجع به قطار و خرابی و . . . بردارم . لطفا ببخشید . ولی عکسها رو بر نمیدارم .




یاد خاطره های قشنگم به خیر . . .
نوشته شده توسط شقایق خان زادی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اینجا یک تریبون آزاد است . بدون محدودیت .اینجا رها و راحتم . احساسات ‘ عواطف و عقایدم را مینویسم بدون نقاب . بدون ترس . خوشبختانه اینجا آزاد و رها هستم.
البته در این وبگاه لینک های خیلی خوبی به چشم میخورد که قطعا مورد توجه شما واقع خواهد شد . امتحان کنید . . .
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY