شکیبایی را از "روزی روزگاری" شناختم . البته قبل از آن خیلی ها او را در هامون دیده بودند . پس از آن در خانه سبز بیشتر شناختمش . معتقد بودم هنرمند و بازیگر توانایی است . وقی صدای پای آب سهراب را برایمان دکلمه کرد کاستش را سریعاً تهیه کردم و هنوز با شروع تابستان به آن گوش میدهم . اما در فکرم نمیگنجید که امسال تابستان شکیبایی در پیش چشمان بهت زده ملت از کنار ما برود . چه ساده و بی هیاهو . چه آرام و بی سروصدا
در هر حال شکیبایی از بازیگران توانای سینمای ما بود که خیلی زود از ما خداحافظی کرد .
روحش شاد و به قول علاقه مندانش
خانه آخرتش همیشه سبز باد



البته من هم به سهم خودم در این مراسم بودم اما به خاطر ازدحام شدید جمعیت نتوانستم چیزی ببینم و نه عکسهایی که گرفتم به درد خاصی میخورد .
البته در حاشیه مراسم هم ذکر میکنم که افراد سودجو و فرصت طلب مثل همیشه دست از سودجویی برنداشته بودند و در آن حال نیز.هنرمندان عزادار را به حال خود رها نکرده بودند و مدام به دنبال آنها بودند . اصلا به نظر میرسید که عده زیادی به خاطر دیدن هنرپیشه ها به آنجا آمده بودند با چشم خودم دیدم که سعید راد با چشمانی اشکبار با سرعت در حال حرکت به سمت آمبولانس بود که مردم سریعا به دورش حلقه زدند و تا چندین دقیقه کاملا او را احاطه کرده بودند در حالی که میخواست از جمعیت فرار کند اما این مردم فرصت طلب از احساس خالی او را باز به حال خود نمیگذاشتند .واقعا جای تاسف دارد .
نوشته شده توسط شقایق خان زادی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 21:31 موضوع | لینک ثابت
خواستم مطلبی بنویسم که سطح بالا و قلمبه و سلمبه باشه . اما گفتم شاید مثل دیگر مطالب قلمبه حوصلتان نیاید که آن را بخوانید به همین خاطر تصمیم گرفتم کوتاه و خودمانی بنویسم .ژ
بعد از مجموعه پرواز ۵۷ که تقریبا میشود گفت از اولین مجموعه های طنزی بود که ساخته شد حدود ۱۰ یا ۱۵ سالی میشود که یک عده به این فکر افتادند که مجموعه ای را به اسم طنز یا کمدی بسازند غافل از اینکه انتخاب اسم طنز و یا گنده تر از آن کمدی شرایط دشوار و پیچیده ای را میطلبد . اما با این حال یک سری گروهها اسم خودشان را طنز گذاشتند و شروع به ساختن برنامه کردند . از این میان یک عده بیشتر در نظر مردم مشهور شدند . اما باید این موضوع را مد نظر داشته باشیم اینکه کاری که بین مردم محبوبیت پیدا کند خیلی دلیل بر این که آن برنامه کار خوب و قابل قبولی بوده نیست به چند دلیل : یک اینکه قسمت عمده مردم مارا عوام تشکیل میدهند که این عوام متاسفانه عقلشان در چشمشان است و خیلی فکر نمیکنن .و صرفا از هر تکیه کلام یا حرکت غیر خنده داری که زیاد تکراربشود خندشان میگیرد ( چون میدونید که هر چیزی که زیاد تکرار بشه خود به خود ممکنه خنده دار به نظر بیاد ) دوم اینکه :خوب بودن یک کار تلیزیونی رو بیشتر باید خواص و نخبگان یک جامعه تایید کنند نه عوام جامعه چون اصولا عوام با هر چیز سطح پاینی هم ممکن است که موافق باشند .
در همین راستا افرادی که در نظر مردم بیشتر معروف شدند مهران غفوریان رضا عطاران مهران مدیری بیژن رسام و . . . بودند . عده دیگری هم در این میان بودند که اگرچه برای مدت کوتاهی مشهور شدند اما دوباره به فراموشی سپرده شدند . مهران غفوریان که اسم کار خودش را طنز گذاشته بود هر از چند گاهی گریزی به کار طنز میزند مثلا وقتی موضوع خوانندگان پاپ را انتخاب میکند یا مثلا تب همه گیر یوگا یا باشگاه بدنسازی . اما به غیر از این دفعات بیشتر سعی دارد که با تکرار یک حرکت یا تکرارا یک تکیه کلام مردم رو به خنده برساند مثلا وقتی غلام ۶ لول بند دستهایش را به حالت ضربدر روی هم قرار میدهد و فریاد میزند قاط میزنمها دفعه اول و دوم و سوم خنده دار نیست اما بعد از گذشت ۱۰ یا ۱۲ بار مردم از این حرکت به خودی خود میخندند . یا وقتی لیوانی را در دست میگیرد و آن را به عنوان لیوان عهمو تپر معرفی میکند مردم میخندند در حالیکه هیچ طنزی در این کار وجود ندارد چون طنز در واقع وقتی طنز است که با حذف این حرکات و تکیه کلامها باز موضوع خنده دار به نظر بیاید . چرا وقتی طنز عبید زاکانی را میخوانیم یا یک حکایت ک از ادبیات ملانصر الدین بدون اینکه حرکتی را ببینیم و یا تکیه ملام تکراری را بشنویم باز میخندیم چون در بطن و در کنهاآن ماجرا طنزنهفته است .کارهای عطاران که دیگر بدتر است و هیچ جایی را برای بحث باقی نگذاشته است یا برنلمه ای را ارژنگ امیرفضلی و مهران غفوریان با هم ساخته بودند به اسم حرف تو حرف که یکی از قسمتهای این برنامه ترانه های بود که به مسخره کردن میپرداخت و آن هم باز حرفی برای گفتن نداشت . اینها به عنوان هجو و هزل نامگذاری میشود نه طنز . در رده هجو و هزل قابل بررسی است اما در رده طنز نه . طنز ۳در ۴ هم اکنون در حال پخش از تلویزیون است هم شامل همین موضوع میشود با این که میتوانم بگویم که هجو خنده آورتری نسبت به بقیه هجو هاست و در رده بندی هجو میتوانم به آن رتبه بدهم . اما به عقیده من آن چیزی که مهران مدیری را جدای از بقیه کرده است تیز بینی و نکته سنجی زیرکانه اوست که همیشه مثل یک عقاب به دنبال سوژه های اجتماعی میگردد تا سوژه مناسبی پیدا کند و آن را با زبان خنده به تصویر بکشد که یکی از اصلی ترین و مهم ترین خصیصه های طنز هم همین است که وقتی یک برنامه ساز اسم برنامه خودش رو طنز میگذارد اگر نگوییم همه اش حدقل در هر ۳ بر نامه باید یک برنامه را اختصاص به یک نکته اجتماعی بدهد در برنامه ۳در ۴ داستان یک خانواده است که خانه شان را در رهن میگذارند و با پول ان شرکتی میزنند و در این شرکت اتفاقاتی می افتد .کاراکتر علی صادقی خنده آور است اما اگر بخواهیم به کنه آن فکر کنیم مطلب طنزی برای گفتن ندارد یا اگر دارد بسیار پیش پا افتاده است .در ضمن متاسفانه چیزی که از تلویزیون ما به عنوان طنز پخش میشه همیشه یک سری بدآموزی را نیز به همراه خود دارد که توسری و تودهنی زدنهای زشتی که در ۳ در ۴ نشان داده میشود نیز از آن نوع است .کاری که مدیری را از بقیه جدا میکند همان نکنه سنجی اوست البته ناگفته نماند که مدیری هم شدیدا از حرکات و تکیه کلامهای تکراری برای خنداندن استفاده میکند اما در کنار نکته سنجی و دید جامعه شناسی و اطلاعات عمومی و علمی بالایی که دارد ( بالا بودن اطلاعات را میشود از کلماتی که گاهاً استفاده میکند فهمید )قابل اغماض و چشم پوشی میشود . این مطلب را دوباره بخوانید چون باز به آن اضافه خواهم کرد
در پیامهایم دوستم آقای سید حسینی به انتخاب شایسته مدیری در به کارگیری عوامل نویسنده و بازیگر و طراح لباس و صحنه و غیره و ذالک اشاره کرده که این مسئله درست است و واقعا جا دارد از انتخاب شایسته و همیشه شایسته مدیری در کارهایش و ساختن تیتراژهای مربوطه به خصوص موسیقیهایی انتخابی و ساخته شده او تشکر کنم کما اینمه ظاهرا این مدیری ناقلا در رشته موسیقی هم دستی دارد
نوشته شده توسط شقایق خان زادی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت
دوستان
دوستان
شما کار ۳در ۴ که الان از کانال ۱ داره پخش میشه رو بیشتر مپسندید یا کارهای آقای مدیری (مثل مرد هزار چهره - شبهای برره - پاورچین - نقطه چین یا . . . .)
لطفا دلیل خودتون رو هم حتما ذکر کنید .
بعد از اینکه نظرهای شما دوستان عزیز رو خوندم یه مطلب درباره همین موضوع مفصل مینویسم .
پ.ن : به آدرس http://www.culture-music.net/events.php?id=157 مراجعه کنید و گزراش من از اختتامیه جشنواره موسیقی بانوان رو بخونید .
نوشته شده توسط شقایق خان زادی در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اینجا یک تریبون آزاد است . بدون محدودیت .اینجا رها و راحتم . احساسات ‘ عواطف و عقایدم را مینویسم بدون نقاب . بدون ترس . خوشبختانه اینجا آزاد و رها هستم.
البته در این وبگاه لینک های خیلی خوبی به چشم میخورد که قطعا مورد توجه شما واقع خواهد شد . امتحان کنید . . .
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY